مجله هفتگی (3): سفر کردن چه جایگاهی در زندگیتان دارد؟

دیگر چیزی به پایان تابستان نمانده است و اگر در این 6 ماه اول هنوز فرصت سفر پیدا نکرده‌اید، بهتر است برای این دو هفته باقی‌مانده فکری کنید و حتی اگر شده سفری یک‌روزه به دور و اطراف داشته باشید.

در مجله این هفته تصمیم گرفته‌ام بیشتر به موضوعاتی که به‌نوعی به سفر مرتبط هستند بپردازم. از معرفی کتابی با موضوع هنر سفر کردن تا فیلمی که یک زوج سرنوشتتان در سفر به هم گره می‌خورد، معرفی پادکستی برای سفر دوستان و ایده‌هایی برای سفر. همچنین معرفی یک سایت برای کسب اطلاعاتی جامع در مورد مناطقی که می‌خواهید به آن سفر کنید.

کتاب هفته

کتابی که این هفته قصد معرفی آن را دارم کتاب “هنر سیروسفر” از “آلن دوباتن” است. اگر کتاب‌های آلن دوباتن را خوانده باشید با لحن و نحوه روایت این نویسنده آشنا هستید. شیوه توصیف آلن دوباتن به‌گونه‌ای است که گویی دوستی در کنارت نشسته است و درباره موضوعی باآب‌وتاب و شرح دقیق جزئیات صحبت می‌کند، درحالی‌که فنجان چایی‌ات از فرط جذابیت موضوع سرد شده است و تو متوجه گذر زمان نشده‌ای. کتاب “هنر سیروسفر” نیز از این قاعده استثنا نیست. آلن دوباتن همان چیزهایی که همواره دیده‌ای و شنیده‌ای اما هرگز به آن توجه ای نکرده‌ای را طوری می‌نویسند که تازه توجهت جلب می‌شود و با هر جمله‌ای ممکن است بگویی “آره دقیقاً همینطوره!”

در کتاب “هنر سیروسفر” موضوعاتی از سفر موردبررسی قرار می‌گیرند که کمتر کسی به آن‌ها پرداخته است.

دوباتن در فصل اول کتاب، “در باب دل‌شوره سفر ” به این موضوع می‌پردازد که همیشه سفرها آن‌طور که ما برنامه‌ریزی می‌کنیم پیش نمی‌رود و همه‌چیز شبیه به سفرنامه‌ای که خواندیم نیست. ما خیلی از مسائل را نادیده گرفته‌ایم از مریضی در طول سفر تا پیش آمدن بحثی سر یک دسر!

جملاتی از کتاب

مناظر طبیعت قدرت آن را دارند که ارزش‌هایی را به ما القا کنند- بلوط وقار، چنار قاطعیت، دریاچه‌ها آرامش- و درنتیجه قادرند به‌گونه‌ای نامحسوس، الهام‌بخش صفات نیکی باشند.

جذابیت طبیعت به‌نوبه خود می‌تواند ما را تشویق کند به این‌که نیکی‌های درون خودمان را بیابیم. دو انسانی که بر لب صخره‌ای ایستاده‌اند که روبرویش رودخانه و دره‌ای پوشیده از درخت است، ممکن است رابطه‌شان را نه‌تنها با طبیعت بلکه مهم‌تر از آن با یکدیگر دگرگون کنند.

هنگامی‌که در کنار پرتگاهی ایستاده‌ایم احتمالاً دل‌نگرانی‌هایمان بی‌مورد به نظر می‌رسد؛ و دل‌شوره‌هایی که طبیعتاً پرتگاه‌ها می‌توانند آرامشان کنند، شکوهشان استحکام و سرافرازی را در ما تشویق می‌کنند، و عظمتشان به ما می‌آموزد که با تمام چیزهایی که از ما فراترند با احترام و فروتنی برخورد کنیم.

مکان‌های متعالی به شکلی باشکوه درسی به ما می‌آموزند که زندگی عادی با خباثت و بدجنسی می‌آموزد: این‌که جهان از ما قدرتمندتر است، اینکه ما شکننده و موقتی هستیم و چاره‌ای نداریم جز اینکه محدودیت خواسته‌هایمان را بپذیریم؛ و این‌که باید در مقابل ضروریاتی که از خودمان بزرگ‌تر هستند سر فرود بیاوریم.

روش‌های نازلی برای تمایل به مالکیت زیبایی وجود دارد، ازجمله میل به خرید اشیا و قالی تا کندن نام خود بر یادبودی و گرفتن عکس. اما راه تملک درست زیبایی درک آن است.

در جهان همیشه بیش ازآنچه انسان‌ها قادر به دیدن هستند دیدنی وجود دارد، مشروط بر آن‌که آرام‌تر قدم بردارند؛ درحرکت سریع بهتر نمی‌بینند. چیزهای باارزش را باید دید و تعمق کرد، نه اینکه با شتاب از کنارشان عبور کرد.

دوربین عکاسی فاصله میان تماشا و توجه کردن، میان دیدن و مالکیت را تار می‌کند؛ فرصت دانش واقعی را به ما می‌دهد، اما به نظر می‌رسد که ندانسته تلاش دستیابی به آن را پوچ می‌نمایاند.

درنهایت آلن دوباتن می‌گوید که بهتر است دید خود را به اطرافمان بگشاییم تا چیزهایی را ببینیم که قبلاً هرگز به آن‌ها توجه نکرده‌ایم.

فیلم هفته : سه‌گانه before

Before Sunrise

سلین و جسی، یک دختر فرانسوی و یک توریست آمریکایی هستند که در قطاری در مسیر وین (اتریش) با یکدیگر آشنا می‌شوند. شاید تا همین‌جا فکر کنید که با یک فیلم کلیشه‌ای و گیشه پسند روبرو هستید اما کمی فرصت بدهید. این فیلم شاید موضوع کلیشه‌ای داشته باشد اما روند داستان آن‌طور که فکر می‌کنید پیش نمی‌رود. دو شخصیت داستان از لحظه‌ای که باهم آشنا می‌شوند تا پیش از طلوع قدم می‌زنند و باهم صحبت می‌کنند، عاشق می‌شوند و … اما با طلوع خورشید ناچارند که از یکدیگر خداحافظی کنند.

Before sunset

در قسمت دوم این سه‌گانه که حالا 9 سال از اولین ملاقاتشان می‌گذرد، این بار در پاریس درحالی‌که جسی مشغول امضای کتابی است که در مورد ملاقاتش با سلین نوشته است ناگهان سلین را می‌بیند و … .این بار که هر دو شخصیت فیلم پخته‌تر شده‌اند طبیعتاً برخورد و صحبت‌های متفاوتی با یکدیگر دارند.

Before midnight

دوباره 9 سال گذشته است و این بار در یونان درحالی‌که دو شخصیت فیلم دیگر از هم دور نبوده‌اند بلکه در کنار هم زندگی می‌کرده‌اند و این بار شاهد دیالوگ‌هایی هستیم که هر زن و مردی ممکن است در طول زندگی مشترک خود بارها با آن روبرو شده باشد. حالا هر دو با بالا رفتن سنشان دیگر دغدغه‌های گذشته را ندارند بلکه حالا در پی برقراری تعادل در زندگی هستند.

نقطه قوت فیلم دیالوگ‌های قدرتمند دو شخصیت فیلم در طول مسیر جذاب و تماشایی است. صحبت‌هایی شاید ساده و روزمره که عشق را بینشان جاری می‌کند و در طی زمان همه‌چیز رنگ دیگری به خود می‌گیرد.  همچنین تماشای مناظر زیبایی که در فیلم بارها شاهد آن هستیم خالی از لطف نیست.

پیشنهاد من این است که اگر فرصت کردید تماشای این سه‌گانه را در یک پایان هفته از دست ندهید.

پادکست هفته

این روزها زیاد افرادی را می‌بینیم که مدام در حال سفر کردن هستند. اما سفر کردن با هواپیما درحالی‌که چندین چمدان داریم و اقامتمان در هتلی لوکس است کجا و سفری با یک کوله کجا؟ شاید افرادی را دیده باشید که سفر سبک زندگی‌شان است. یعنی زندگی‌شان با سفر گره‌خورده است.

کیمیا و سالار ازاین‌دست افراد دوست‌داشتنی هستند که زندگی‌شان پر است از تجربه‌های ناب سفر. این دو نفر در پادکست “رادیو جولون” از تجربه‌هایشان می‌گویند. از نکاتی برای سفر کردن و وسایل موردنیاز برای سفر گرفته تا معرفی مکان‌های جذاب و دیدنی ایران و کشورهای دیگر. لحن و نحوه بیانشان آن‌قدر دوست‌داشتنی و جذاب است که شاید مثل من یک‌نفس تمام اپیزودهای پادکست را گوش کنید و لذت ببرید. علاوه بر این نکاتی که بیان می‌کنند واقعاً آموزنده است طوری که من کلی از صحبت‌هایشان یادداشت‌برداری کردم.

سایت هفته

همه ما وقتی می‌خواهیم راجع به موضوعی اطلاعاتی کسب کنیم اولین کاری که می‌کنیم جستجوی موضوع در اینترنت یا همان “گوگل کردن” کردن است. مثلاً وقتی می‌خواهیم به مسافرتی برویم همه اطلاعات موردنیازمان را از اینترنت به دست می‌آوریم. از مسیر گرفته تا محل اقامت و جاذبه‌های مقصد. 

سایتی که امروز می‌خواهم معرفی کنم سایت “کارناوال” است. خود من قبل از عید که در سایت‌های مختلف دنبال اطلاعاتی راجع به مقصد می‌گشتم این سایت را پیدا کردم و در مقایسه با سایت‌های مشابه که پیش از آن دیده بودم، کارناوال برای من چند مزیت عمده داشت:

1- نحوه نگارش سایت روان و دوستانه بود جوری که در هنگام خواندن هر مطلب احساس می‌کردم که دارم یک داستان می‌خوانم که برایم شیرین و لذت‌بخش بود.

2- اطلاعات سایت تقریباً بروز بود و درباره همه موارد موردنظرم ازجمله مدت بازدید، هزینه ورودی، وسایل موردنیاز و … اطلاعات داده بود.

3- پیام‌هایی که کاربران ثبت کرده بودند هم سودمند بود و اطلاعاتی واقعی به من داد.

4- دسته‌بندی خوب سایت به من این اجازه را می‌داد که خیلی از مناطق و جاذبه‌هایی که با آن آشنا نبودم را شناسایی کنم و برای رفتن به آنجا برنامه‌ریزی کنم.

5- فونت و پاراگراف‌بندی و رنگ‌های استفاده‌شده در سایت برای من خیلی مهم است تا جایی که رعایت نکردن آن باعث می‌شود گاه حتی باوجود مطالب خوب یک سایت رغبتی برای خواندن مطالب آن نداشته باشم، چیزی که سایت کارناوال به‌خوبی رعایت کرده است.

ایده هفته 

در هر سفری که می‌رویم یکی از وسایل جدانشدنی دوربین است که این روزها باوجود موبایل همه از آن بهره‌مند هستند اما چاپ عکس‌ها بخصوص وقتی تعدادشان از حدی بیشتر می‌شود، دیگر به‌صرفه نیست چراکه علاوه بر هزینه نیاز به محلی مثل آلبوم و … برای نگهداری داریم. راه‌حلی که در این‌جور مواقع جواب می‌دهد چاپ تعداد محدودی عکس و دکوپاژ کردن یا درست کردن کالکشن و اسکرپ بوک است..

می‌توانید از تصاویر زیر برای عکس‌هایی که در سفرهایتان گرفته‌اید ایده بگیرید.

با جستجو عبارت “travel scrapbook idea” می‌توانید ایده‌های بیشتری برای این کار بیابید.

سفر می‌تواند موقعیتی برای رشد و یادگیری باشد و به نظر من سفر کردن تنها جابجایی فیزیکی از یک نقطه‌به‌نقطه دیگر نیست. گاه می‌توان با یک کتاب خوب یا یک فیلم جذاب ذهن و روح و جان را به نقاطی برد که شاید هرگز موقعیت و فرصت آن در دنیای واقعی برایمان ایجاد نشود. نمونه آن تماشای مستندهایی درباره زمین و کهکشان و … است. 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *